Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طایجو بهادر

تلفظ بین المللی : /tˈɑjdʒu bahˈɑdor/ تلفظ :‌ [t'AjdZu bah'AdoR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تایجو بهادر
  • طایجوبهادر
  • طایجو
  • طایجو اغول
  • طایفو
  • ساکن الطایر
  • سعید طایی
  • طازجه
  • طامیج گز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طایجوبهادر. [ ب َ دُ ] ( اِخ ) از امرای لشکر مغول در عهد غازان و پدر غزان است که با یاغیان همدست بود. رشیدالدین فضل اﷲ ذیل «مخالفت اندیشیدن سوکا و بارولا» آرد : و بیشتر جماعت دشمنان ( سوکا و بارولا ) مقهور شدند و طایفه ای که مانده اند ارسلان اغول را بزرگ خود ساخته اند و بپیلسوار آمده... و امرا که با ارسلان اغول بودند: تولک پسرعم اوجان امیرسلاح بود و اینه بک پسر اشک توغلی از جلایر و غزان پسر طایجوب...

فرهنگ فارسی

از امرای لشکر مغول در عهد غازان و پدر غزان است که با یاغیان همدست بود .

کلمات مرتبط

  • تایجو بهادر
  • طایجوبهادر
  • طایجو
  • طایجو اغول
  • طایفو
  • ساکن الطایر
  • سعید طایی
  • طازجه
  • طامیج گز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات