معانی کلمه : طاق بندی
لغت نامه دهخدا
طاق بندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) نقشی که بصورت طاق در دیواره ای سازند، برای خوشنمائی :
به هر روزنی قبله یکسو شده
همه طاق بندی ابرو شده.
به هر روزنی قبله یکسو شده
همه طاق بندی ابرو شده.
فرهنگ فارسی
۱ - ساختن طاق . ۲ - نقشی که به صورت طاق در دیواره ای سازند برای خوشنمایی .
نقشی که بصورت طاق در دیواره سازند
نقشی که بصورت طاق در دیواره سازند
