Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طاقت

تلفظ بین المللی : /tˈɑq1at/ تلفظ :‌ [t'Aq1at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • طاقت اوردن
  • طاقت برسیدن
  • طاقت داشتن
  • طاقت شکن
  • طاقت فرسا
  • طاقت آوردن
  • طاقت تحمل مصائب
  • طاقت فرسایی
  • طاقت چیزی راداشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

طاقت. [ ق َ ] ( ع اِمص ) تاب. توان. ( صحاح الفرس ). توانائی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان علامه جرجانی ص 66 ). تیو. تاو. توش. پایاب. ( حاشیه فرهنگ اسدی خطی نخجوانی ). وجد. ( ترجمان القرآن ). وسَع. وسُع. وسِع. بَدَد. بِدّة. جَهد. جُهد. قوة. پای. قدرت. ذرع. ( منتهی الارب ). قوت تحمل. نیروی تحمل تعبی و رنجی. استطاعت. شکیب. امکان. قدرت درکار. قبل. یقال : مالی به قبل ٌ؛ ای طاقةُ. ( منتهی ا...

فرهنگ عمید

۱. قدرت، توانایی، تاب، توان، تاو، تیو: آن گوی که طاقت جوابش داری / گندم نبری به خانه چون جو کاری (سعدی۲: ۷۵۱ ).۲. بردباری.* طاقت آوردن: (مصدر لازم )۱. تاب آوردن.۲. بردباری کردن.* طاقت برسیدن: (مصدر لازم ) = * طاقت رسیدن* طاقت داشتن: (مصدر لازم )۱. توانایی داشتن.۲. بردباری داشتن.* طاقت رسیدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] به پایان رسیدن تاب و توان، تمام شدن طاقت.* طاقت یافتن: (مصدر لازم )۱. تاب و توان...

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع . طاقة ] (اِ. ) ۱ - قدرت ، توانایی . ۲ - تحمل .

فرهنگ فارسی

قدرت، توانایی، بردباری، تاب، توان، تاو، تیو
( اسم ) ۱ - قدرت توانایی تاب توان . ۲ - تحمل . ۳ - حد اکثر مالیاتی که می توان از یک زمین گرفت .

دانشنامه عمومی

طاقت (فیلم ۱۹۹۵).
wiki: طاقت (فیلم ۱۹۹۵)

مترادف و متضاد

رمق، مقاومت، نا

زور، قدرت، نیرو

تاب، تحمل، توان، توانایی، صبر، بردباری، وسع، یارا

۱. تاب، تحمل، توان، توانایی، صبر، بردباری، وسع، یارا
۲. رمق، مقاومت، نا
۳. زور، قدرت، نیرو

gut (اسم)شکم، طاقت، نیرو، تنگه، روده، زه، جرات، دل و روده، شکنبه، احشاء، شکم گندگی، بنیهforbearance (اسم)خودداری، مدارا، طاقت، تحمل، شکیبایی، امساکstamina (اسم)استقامت، طاقت، بنیه، نیروی حیات...

فرهنگ فارسی ساره

تاب، تاو، توان، نا، توانای

واژه نامه بختیاریکا

تُ؛ تَهوَر؛ پَرت؛ پتار

کلمات مرتبط

  • طاقت اوردن
  • طاقت برسیدن
  • طاقت داشتن
  • طاقت شکن
  • طاقت فرسا
  • طاقت آوردن
  • طاقت تحمل مصائب
  • طاقت فرسایی
  • طاقت چیزی راداشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات