معانی کلمه : طاقت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع . طاقة ] (اِ. ) ۱ - قدرت ، توانایی . ۲ - تحمل .
فرهنگ فارسی
قدرت، توانایی، بردباری، تاب، توان، تاو، تیو
( اسم ) ۱ - قدرت توانایی تاب توان . ۲ - تحمل . ۳ - حد اکثر مالیاتی که می توان از یک زمین گرفت .
( اسم ) ۱ - قدرت توانایی تاب توان . ۲ - تحمل . ۳ - حد اکثر مالیاتی که می توان از یک زمین گرفت .
دانشنامه عمومی
طاقت (فیلم ۱۹۹۵).
wiki: طاقت (فیلم ۱۹۹۵)
مترادف و متضاد
رمق، مقاومت، نا
زور، قدرت، نیرو
تاب، تحمل، توان، توانایی، صبر، بردباری، وسع، یارا
۱. تاب، تحمل، توان، توانایی، صبر، بردباری، وسع، یارا
۲. رمق، مقاومت، نا
۳. زور، قدرت، نیرو
فرهنگ فارسی ساره
تاب، تاو، توان، نا، توانای
واژه نامه بختیاریکا
تُ؛ تَهوَر؛ پَرت؛ پتار
