طاغی. ( ع ص ) از حد درگذرنده. ( منتهی الارب ). کسی که از حد طاعت و ادب درگذشته باشد. ( غیاث اللغات ). || نافرمان. ( منتهی الارب ). ج ، طغات. ( مهذب الاسماء ). غیرمنقاد. عاصی. سرکش. مرید. متجاوز از حد و قدر. غالی در کفر. زیاده رو. || ستمکار. ( منتهی الارب ) : زمین تو گوئی مر خصم ملک را بگرفت بدان زمان که برآمد ز طاغیان فریاد.مسعودسعد.چو روز رزم تو بر طاغیان خزان باشدز خون چگونه کند ذوالفقار تو گلشن...
طغیان کننده، ازحددرگذرنده، ظالم، سرکش، گردنکش ( اسم ) ۱ - آن که از حد طاعت و ادب درگذشته باشد . ۲ - نافرمان طغیان کننده سرکش . ۳ - ستمکار ظالم جمع : طغات . از حد در گذرنده یا نافرمان