معانی کلمه : طاغوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. متعدی، سرکش.
۲. شیطان که انسان را از راه راست باز دارد.
۳. هرچیز باطل که آن را پرستش کنند، هر معبودی جز خدا، بت، صنم.
۲. شیطان که انسان را از راه راست باز دارد.
۳. هرچیز باطل که آن را پرستش کنند، هر معبودی جز خدا، بت، صنم.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِ. ) ۱ - بت ، هر معبود غیر از خدا. ۲ - شیطان . ۳ - سرکش متعدی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
متعدی، سرکش، شیطان، بت، صنم، هرچیزکه باطل آنراپرستش کنند، هرمعبودی جزخدا
۱ - بت صنم . ۲ - جادوگر ساحر . ۳ - باطل . ۴ - سرکش ( از اهل کتاب ) مارد جمع : طواغیت .
لات عزی یا وثن جبت یا هر باطل یا هر چه جز خداست که آنرا پرستند . یا سرکش از اهل کتاب یا از حد در گذشتن یا کعب بن اشرف یهودی .
۱ - بت صنم . ۲ - جادوگر ساحر . ۳ - باطل . ۴ - سرکش ( از اهل کتاب ) مارد جمع : طواغیت .
لات عزی یا وثن جبت یا هر باطل یا هر چه جز خداست که آنرا پرستند . یا سرکش از اهل کتاب یا از حد در گذشتن یا کعب بن اشرف یهودی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
۱. بت، شمن، صنم
۲. بیدادگر، جبار، ستمگر
۳. سرکش، عاصی، گردنکش
۴. جادوگر، ساحر
۵. مارد
