Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضیاء

تلفظ بین المللی : /ziˈɑ/ تلفظ :‌ [zi'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه اسلامی
  • ضیاء اباد شهر
  • ضیاء الحق محمد
  • ضیاء خجندی
  • ضیاء ظریفی حسن
  • ضیاء عراقی
  • ضیاء پور جلیل
  • ضیاء موحد
  • ضیاء الحق
  • ضیاء الدین
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ضیاء. (اِخ ) ابن خریف . محدث است .

ضیاء. (ع مص ) روشن شدن . (دهار) (تاج المصادر).

ضیاء. (اِخ ) احمدبن جمال حنفی سرائی . رجوع به احمد... شود.

ضیاء. (اِخ ) ابوالضیاء خلیل بن اسحاق . رجوع به خلیل ... شود.

ضیاء. (اِخ ) ابن ابی الضوء الق...

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) نور، روشنایی .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ضِیَاءً: فروزان - دارای نور - روشنایی (ضیاء به معنی منبع نور است ولی کلمه نور معنی عامتری دارد )ریشه کلمه: ضوء (۶ بار)«ضیاء» از مادّه «ضَوء» است. در این که میان «ضیاء» و «نور» چه تفاوتی است، مفسران گفتگوی فراوان دارند:بعضی هر دو را مترادف و به یک معنا دانسته اند.بعضی گفته اند: «ضیاء» که در مورد نور «خورشید» به کار رفته، همان نور قوی است، اما کلمه «نور» که درباره «ماه» به کار رفت...

کلمات مرتبط

  • ضیاء اباد شهر
  • ضیاء الحق محمد
  • ضیاء خجندی
  • ضیاء ظریفی حسن
  • ضیاء عراقی
  • ضیاء پور جلیل
  • ضیاء موحد
  • ضیاء الحق
  • ضیاء الدین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات