Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ضفط

تلفظ بین المللی : /zˈaft/ تلفظ :‌ [z'aft]
لغت نامه دهخدا
  • ضفطات
  • ضفطار
  • ضفطه
  • ضفطی
  • ضبط
  • ضبط بیگی
  • ضبط صدا
  • ضبط کردن
  • ضدِطغیان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ضفط. [ ض َ ف َ ] (ع ص ) مرد کلان جثه ٔ فروهشته بدن . (منتهی الارب ).

ضفط. [ ض َ ] (ع مص ) بستن . || سوار شدن . || نگذاشتن . (منتهی الارب ).

ضفط. [ ض ِ ف ِطط ] (ع ص ) مرد فربه پرگوشت و گران بدن . (منتهی الارب ).

ضفط. [ ض َ ] ( ع مص ) بستن. || سوار شدن. || نگذاشتن. ( منتهی ال...

کلمات مرتبط

  • ضفطات
  • ضفطار
  • ضفطه
  • ضفطی
  • ضبط
  • ضبط بیگی
  • ضبط صدا
  • ضبط کردن
  • ضدِطغیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات