Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضعیفه

تلفظ بین المللی : /zaʔˈifeː/ تلفظ :‌ [za?'ife:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سردباد ضعیف
  • ضرب ضعیف
  • ضعفه
  • ضعیف
  • ضعیف البنیه
  • ضعیف الجثه
  • ضعیف الرای
  • ضعیف العقل
  • ضعیف المزاج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ضعیفة. [ ض َ ف َ ] (ع ص ) تأنیث ضعیف . زن سست و ناتوان .(منتهی الارب ). || (اِ) مطلق زن (در اصطلاح فارسی زبانان ). || زن معهود. زن ناشناس .
- احرُف ضعیفه ؛ واو، یا، الف و آن سه را احرف جوف و احرف هوائیه و حروف علة و حروف مدّ و لین نیز گویند.

( ضعیفة ) ضعیفة. [ ض َ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث ضعیف. زن سست و ناتوان.( منتهی الارب ...

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] زن.
۲. (صفت ) [قدیمی] = ضعیف

فرهنگ معین

(ضَ فِ ) [ ع . ] (ص . ) مؤنث ضعیف . ۱ - زن سست و ناتوان . ۲ - زن ، (مطلق ) زوجه .

فرهنگ فارسی

مونث ضعیف، زن سست و ناتوان
مونث ضعیفه . ۱ - زن سست و ناتوان . ۲ - زن ( مطلق ) زوجه یا احرف ( حروف ) ضعیفه . حروف عله : (الف ) و ( واو ) ی ( یائ ) .

دانشنامه عمومی

ضعیفه فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ناصر رفعت ساختهٔ سال ۱۳۵۱ است.
wiki: ضعیفه

کلمات مرتبط

  • سردباد ضعیف
  • ضرب ضعیف
  • ضعفه
  • ضعیف
  • ضعیف البنیه
  • ضعیف الجثه
  • ضعیف الرای
  • ضعیف العقل
  • ضعیف المزاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات