ضریع. [ ض َ ] ( ع اِ ) خارِ سم. ( مهذب الاسماء ). شبرق. حله. شبرق خشک شده.شبرق خشک ، یا عام است. پشترغ. پشترغ خشک. بشترغ. بشترغ خشک. اسپرک خشک. گیاهی است که تر آن شبرق است و خشک آن ضریع که جهت پلیدی آن ستوران نچرند. ( منتهی الارب ). گیاهی است که از غایت بدمزگی و سمیت او چهارپانزدیک آن نتواند شد و آن را شبرق نیز گویند. یا گیاهی است که بالای آن گَنده میروید یا گیاهی است گنده که دریا آن را بیرون می ا...
فرهنگ عمید
۱. غشای نازک روی استخوان. ۲. گیاهی بدبو، عوسج.
فرهنگ معین
(ضَ ) [ ع . ] (اِ. ) نسج پوششی استخوان که لای ة نازکی است و استخوان ساز است و موجب رشد عرضی استخوان می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
ضَریع (periosteum)پرده لیفی نازک و محکمی که سطح استخوان ها، جز سطوح مفصلی، را می پوشاند. این پرده از دو لایه تشکیل شده است: لایه بیرونی متراکم است و نقش محافظتی دارد، و لایه درونی سست و حاوی یاخته های استخوان ساز است. تولید بافت استخوانی جدید در لایه درونی ضریع باعث رشد عرضی استخوان ها می شود. لایۀ بیرونی ضریع حاوی پایانه های عصبی و رگ های خونی فراوان است و تغذیه استخوان را برعهده دارد. ازبین رفتن...
فرهنگ فارسی
نسج پوششی استخوان که لایه نازکی است و استخوان ساز است و موجب رشد عرضی استخوان می شود . یا ورم ضریع . التهاب و تورم پوششی استخوان . خار سم . شبرق خشک شده یا آشامیدنی تنک .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ضَرِیعٍ: نام نوعی از تیغها است که به آن شبرق هم میگویند ، و اهل حجاز آن را وقتی خشک شد ضریع مینامند ، و ناگوارترین و تهوعآورترین گیاه است که هیچ حیوانی آن را نمیخورد ، و شاید نامیدن آنچه در آتش است به نام ضریع ، صرفا از نظر شباهت در شکل و خاصیت بوده باشد .ریشه کلمه: ضرع (۸ بار)«ضَریع» از مادّه «ضُرُوع» است و در این که «ضَرِیع» چیست؟ مفسران تفسیرهای گوناگونی دارند; بعضی گفته اند:...