ضربت. [ ض َ ب َ ] ( ع اِمص ، اِ ) ضربه. رجوع به ضربه شود. زَخم. یک بار زدن. ج ، ضربات : مردی از مسلمانان نامش واصل بن عمرو حمله کرد و روی به خاقان نهاد و او را یک ضربت بزد بر میان خود و خود از سرش بینداخت. ( ترجمه طبری بلعمی ).بر مگسی خوب نیست ضربت فرهاد.ناصرخسرو.پادشاه کامران آن باشد که بضربت شمشیر آبدار خاک از زادبوم دشمن برآرد. ( کلیله و دمنه ).- امثال : زدی ضربتی ضربتی نوش کن .- ضربت خوردن از ...
smash (اسم)برخورد، ضربت، سر و صدا، تصادمchop (اسم)غذا، ضربت، ضرب، گوشت با استخوان، دهانskelp (اسم)چابک، ضربت، سیلیimpact (اسم)ضربه، اصابت، ضربت، ضرب، تماس، اثر شدیدstrike (اسم)ضربه، اصابت، برخورد، ضربت، ضرب، اعتصابstroke (اسم)ضربه، حرکت، ضربت، ضرب، لطمه، تکان، دست کشیدن رویhit (اسم)اصابت، تصادف، موفقیت، ضربت، ضرب، نمایش یا فیلم پر مشتریbat (اسم)خشت، خفاش...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ضُرِبَتْ: زده شد (در عبارت "ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ ﭐلذِّلَّةُ " منظور این است که داغ ونشان ذلت بر آنها زده شد)ریشه کلمه: ضرب (۵۷ بار)زدن. آن با موارد فرق میکند مثل زدن با دست . زدن چیزی به چیزی نحو . پایکوپی نظیر . مثل زدن نظیر . بیشتر آیات قرآن کلمه ضرب را در همین زمینه به کار برده است و در این راه رفتن و مسافرت کردن نحو . ایضاً در حتمی شدن به کار میرود مثل . * . در جوامع الجامع...