Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صیقل دادن

تلفظ بین المللی : /sˈejq1al dˈɑdan/ تلفظ :‌ [s'ejq1al d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صیقل دادن مغناطیسی
  • صیقل
  • صیقل خوردن
  • صیقل ده
  • صیقل زدن
  • صیقل سرا
  • صیقل مس افرینش
  • صیقل وندان
  • صیقل کار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

صیقل دادن. [ ص َ / ص ِ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) جلا دادن. روشن ساختن. افروختن. زدودن :
خاک زنگار برآورد خوشا زنگاری
که دهد آینه دیده و دل را صیقل.
سلمان ( از آنندراج ).
نمیدانم که صیقل داده مرآت ضمیرم را
که زنگ خانه آیینه می ریزد غبار من.
محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

روشن ساختن

مترادف و متضاد

gloss (فعل)صیقل دادن، برق انداختن، تفسیر کردن، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر، خوش نما کردنpolish (فعل)پرداختن، براق کردن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا دادن، صیقل کردن، مالیدن، سوهان زدن، واکس زدنburnish (فعل)پرداختن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا دادن، صیقل کردن...

کلمات مرتبط

  • صیقل دادن مغناطیسی
  • صیقل
  • صیقل خوردن
  • صیقل ده
  • صیقل زدن
  • صیقل سرا
  • صیقل مس افرینش
  • صیقل وندان
  • صیقل کار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات