معانی کلمه : صیرورت
لغت نامه دهخدا
صیرورت . [ ص َ رَ ] (ع مص ) گردیدن . شدن . (غیاث اللغات ). گشتن . صیرورة. رجوع به صیرورة شود.
فرهنگ عمید
از حالتی به حالت دیگر درآمدن.
فرهنگ فارسی
بازگشتن، گردیدن، شدن، ازحالتی به حالت دیگردر آمدن
گردیدن
گردیدن
دانشنامه عمومی
از صورتی به صورتی دیگر
مترادف و متضاد
شدن
