Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صیرف

تلفظ بین المللی : /sˈejraf/ تلفظ :‌ [s'ejRaf]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • صیرفی
  • صیرفی هندی
  • صیرفی حسن کامل
  • صیرفی خواجه عبدالله
  • ابراهیم بن سوید صیرفی
  • ابن صیرفی
  • ابوالحسن صیرفی
  • ابوبکر صیرفی
  • حبیب صیرفی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صیرف. [ ص َ رَ ] ( ع ص ) مرد محتال و چاره گر تصرف کننده در کارها. ( منتهی الارب ). مرد محتال. ( دهار ). چاره گر. حیله گر. و رجوع به صیرفی شود. || درم سره کننده. ( منتهی الارب ). صراف. ( مهذب الاسماء ). صیرفی. رجوع به صیرفی شود.

فرهنگ معین

(صَ رَ ) [ ع . ] (ص . )۱ - صراف . ۲ - حیله گر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - صراف . ۲ - مرد حیله گر و تصرف کننده درکارها .

کلمات مرتبط

  • صیرفی
  • صیرفی هندی
  • صیرفی حسن کامل
  • صیرفی خواجه عبدالله
  • ابراهیم بن سوید صیرفی
  • ابن صیرفی
  • ابوالحسن صیرفی
  • ابوبکر صیرفی
  • حبیب صیرفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات