Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صید

تلفظ بین المللی : /sˈejd/ تلفظ :‌ [s'ejd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • صید ابادو
  • صید ازمای
  • صید افکندن
  • صید افکنی
  • صید البحر
  • صید انداختن
  • صید انداز
  • صید حرم
  • صید زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صید. [ ص َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صَیود. رجوع بدان کلمه شود.

صید.[ ص ُ ی ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صَیود. رجوع به صیود شود.

صید. [ ص َ ی َ ] (ع مص ) شکار کردن . || سر بلند داشتن از کبر. || کج گردن شدن . (منتهی الارب ).

صید. [ ص َ ] (اِخ ) کوه بزرگ و مرتفعی است به یمن در مخلاف جعفر و در ...

فرهنگ عمید

۱. شکار کردن.
۲. (اسم) = شکار
⟨ صید حرم: [قدیمی] جانوری که در سرزمین حرم (حوالی کعبه) باشد و کشتن و شکار کردن آن حرام است: ◻︎ دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار / وزآنچه با دل ما کرده‌ای پشیمان باش (حافظ: ۵۵۲).
⟨ صید شدن: (مصدر لازم) شکار شدن؛ به دام افتادن.
⟨ صید کردن: (مصدر متعدی) شکار کردن.

۱. شکار کردن.۲. (اسم ) = شکار* صید حرم: [قدیمی] جانوری که در سرزمین ...

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شکار کردن . ۲ - (اِ. ) شکار. ۳ - آن چه که شکار کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

صِیدبه دو معنی به کار می رود: ۱. گرفتن حیوان وحشی مباح، که موجب ملکیّت می شود؛ ۲. کشتن حیوان وحشی توسط حیوان (سگ آموزش دیده) یا آلت تیز مانند اسلحه و نیزه؛ که موجب تذکیۀ حیوان صید می شود. به هنگام تیراندازی یا فرستادن سگ، باید نام خدا را ببرند. باید سگ را بفرستند و اگر سگ خود، شکار کرد، موجب تذکیه نخواهد بود. صیاد نیز باید مسلمان باشد. به عقیدۀ برخی، صید لهوی که به منظور تفریح انجام می شود، حرام ا...

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) شکار کردن . ۲ - ( اسم ) شکار . ۳ - آنچه که شکار کنند ۴ - آنچه که بدان شکار کنند دام .
صیود

دانشنامه عمومی

گرفتن

گویش مازنی

گرفتن

مترادف و متضاد

اقتناص

شکار، طعمه، نخجیر ≠ صیاد

۱. شکار، طعمه، نخجیر
۲. اقتناص ≠ صیاد

prey (اسم)شکار، صید، نخجیر، قربانی، دستخوشhunt (اسم)شکار، جستجو، صید، نخجیرravin (اسم)شکار، چپاول، صیدhunting (اسم)صید، طعمه شکاریquarry (اسم)شکار، منبع، صید، معدن سنگ، لاشه شکار، توده انباشته، شیشه آلماسی چهارگوش...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است. مراد از شکار اعم از گرفتن، به دام افکندن و کشتن است.از احکام آن در باب های حج ، تجارت و صید و ذباحه سخن گفته اند.صید و حرماز جمله محرمات احرام شکار حیوان وحشی است؛ در حرم باشد یا بیرون از حرم؛ چنان که شکار کردن در حرم حرام است؛ خواه شکارچی محرم باشد یا غیر محرم. با این تفاوت که خوردن گوشت شکار بر م...

فرهنگستان زبان و ادب

[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ← شکار

کلمات مرتبط

  • صید ابادو
  • صید ازمای
  • صید افکندن
  • صید افکنی
  • صید البحر
  • صید انداختن
  • صید انداز
  • صید حرم
  • صید زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات