Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صوفی سوز

تلفظ بین المللی : /sˈuːfi sˈuːz/ تلفظ :‌ [s'u:fi s'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مدوله ساز نور ـ صوتی
  • سازمان صوری
  • سازمان نظام صنفی رایانه ای
  • فشرده سازی داده های صوتی
  • صوفی
  • صوفی اباد
  • صوفی احمد
  • صوفی افکن
  • صوفی ترخان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صوفی سوز. ( نف مرکب ) سوزاننده صوفی. از پا درافکننده صوفی. مست و بیخود کننده صوفی :
شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد
لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم.
حافظ.

فرهنگ فارسی

سوزاننده صوفی

کلمات مرتبط

  • مدوله ساز نور ـ صوتی
  • سازمان صوری
  • سازمان نظام صنفی رایانه ای
  • فشرده سازی داده های صوتی
  • صوفی
  • صوفی اباد
  • صوفی احمد
  • صوفی افکن
  • صوفی ترخان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات