صورآوا. (ص مرکب ) آنکه یا آنچه آواز آن در درشتی و خشونت همچون بانگ صور بود. بلندآوا. درشت آواز. بلندبانگ : از تیغ نورافزای تو وز رخش صورآوای توبر گرز طورآسای تو نور تجلی ریخته . خاقانی .تا که از آن ساق من بر آهنین کرسی نشست می بلرزد ساق عرش از آه صورآوای من . خاقانی .رجوع به صور و صور اسرافیل شود....