صهیل. [ ص َ ] ( ع اِ ) بانگ اسپ. ( منتهی الارب ). آواز اسب. ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ). شیهه. شنه. صهال. || ( مص ) بانگ کردن اسب. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( دهار ) : کوس تو کرده ست بر هر دامن کوهی غریواسب تو کرده ست بر هر خانه ریگی صهیل.فرخی.در زغن هرگز نباشد فن اسب راهوارگرچه باشد چون صهیل اسب آواز زغن.منوچهری.از آنکه آتش تیغو صهیل مرکب تودو چشم حاسد کور و دو گو...