معانی کلمه : صندوقچه
لغت نامه دهخدا
صندوقچه. [ ص َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر صندوق. صندوق کوچک. جعبه. درج :
صندوقچه عدل تو مانده ست بطرطوش
دستورچه جور تو در پیش و کنارست.
صندوقچه عدل تو مانده ست بطرطوش
دستورچه جور تو در پیش و کنارست.
فرهنگ عمید
صندوق کوچک.
〈 صندوقچهٴ سِر: [مجاز] آنکه راز کسی را میداند ولی آن را نگه میدارد و فاش نمیکند؛ رازدار.
صندوق کوچک.
* صندوقچهٴ سِر: [مجاز] آن که راز کسی را می داند ولی آن را نگه می دارد و فاش نمی کند، رازدار.
* صندوقچهٴ سِر: [مجاز] آن که راز کسی را می داند ولی آن را نگه می دارد و فاش نمی کند، رازدار.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) صندوق کوچک جعبه کوچک .
گاوصندوقی کوچک در برخی از اتاقهای مهمانخانه/ هتل برای استفادۀ اختصاصی مهمانان
دانشنامه عمومی
صندوقچه یا صندوق ابزاری است برای نگهداری اسباب که معمولا دارای قفل می باشد.
wiki: صندوقچه
مترادف و متضاد
جعبه، مجری، محفظه
فرهنگستان زبان و ادب
{room safe} [گردشگری و جهانگردی] گاوصندوقی کوچک در برخی از اتاق های مهمان خانه/ هتل برای استفادۀ اختصاصی مهمانان
