Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ صنارد

تلفظ بین المللی : /sanˈɑrad/ تلفظ :‌ [san'ARad]
لغت نامه دهخدا
  • صارد
  • صنادید
  • صنادیق
  • صنار
  • صناره
  • صفاردی
  • صناری
  • برادریمان به جا بزغاله یکی هفت صنار
  • تومنی هفت صنار فرق یا تفاوت داشتن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

صنارد. [ رِ ] ( اِخ )نام طایفه ساپارد است به تعبیر تورات. ( ایران باستان چ 1 ص 173 ) ( تاریخ کرد ص 73 ). رجوع به ساپارد شود.

کلمات مرتبط

  • صارد
  • صنادید
  • صنادیق
  • صنار
  • صناره
  • صفاردی
  • صناری
  • برادریمان به جا بزغاله یکی هفت صنار
  • تومنی هفت صنار فرق یا تفاوت داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات