صمغ. [ ص َ م َ ] (ع اِ) ضبط دیگری است از صَمغ بنقل از مؤلف منتهی الارب . رجوع به صَمغ شود.
صمغ. [ ص ِ م َ ] (ع اِ) چیزی است خشک که در سوراخ پستان ناقه پیدا شود و چون آن برآید شیر وی خوشمزه وپاکیزه گردد. (منتهی الارب ). رجوع به صِمَغَة شود.
مادۀ چسبناکی که از برخی درختان خارج شده و در روی پوست درخت منعقد میگردد.
〈 صمغ عربی: (زیستشناسی) صمغی که از درخت ارژن، نوعی اقاقیا، و بعضی اشجار دیگر بهدست میآید و مصرف دارویی دارد.
ترکیبی از کربوهیدراتها که با تیغ زدن گیاه از آن خارج و در مجاورت هوا سخت میشود؛ این ترکیب براثر جذب آب متورم میشود و محلولی ژلهای یا چسبناک به وجود میآورد
انگم، رزین، سقز