معانی کلمه : صلیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بانگ کردن.
۲. برآمدن صدا بر اثر کوبیدن یا بر هم زدن دو شیء فلزی.
۳. (اسم ) صدای به هم خوردن سلاح و اشیای آهنی، صدای بر هم خوردن شمشیرها.
۲. برآمدن صدا بر اثر کوبیدن یا بر هم زدن دو شیء فلزی.
۳. (اسم ) صدای به هم خوردن سلاح و اشیای آهنی، صدای بر هم خوردن شمشیرها.
