صلو. [ ص َل ْوْ ] ( ع مص ) صلای زدن کسی را. ( منتهی الارب ). رجوع به صلا شود. || فروهشته گردیدن صلای فرس از قرب نتاج. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
صلای زدن کسی را
دانشنامه عمومی
صلو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فسا در استان فارس ایران است.این روستا در دهستان کوشک قاضی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷ نفر (۴خانوار) بوده است.wiki: اتام از توابع استانذَمار در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۹۰) ن...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ﭐصْلَوْهَا: در آن داخل شوید - در مسیرش قرار گیرید(اصل کلمه صلو به معنای پیروی است ، و صالی جحیم به معنای دنبالهرو جهنم است ، به طوری که هر جا راه جهنم را سراغ داشته باشد به آنجا برود و عمل دوزخیان را مرتکب شود)معنی صَالِ: دنباله رو - پیرو (کلمه صالی از ماده صلو اشتقاق یافته که به معنای پیروی است ، و صالی جحیم به معنای دنبالهرو جهنم است ، به طوری که هر جا راه جهنم را سراغ داشته ب...