Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صلغ

تلفظ بین المللی : /sˈalq1/ تلفظ :‌ [s'alq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صلغد
  • صلغه
  • ذی صلاحیت
  • الجامع الصغیر فی الفروع
  • الجامع الصغیر من حدیث البشیر النذیر
  • زاب صغیر
  • زامهران صغیر
  • زینب صغری
  • سال صغیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صلغ. [ ص َ ] (ع مص ) دندان افکندن گوسپند در شش سالگی یا در پنجم درآمدن یا در ششم . (منتهی الارب ).

صلغ. [ ص ُل ْ ل َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صالغ، گاو و گوسفند که دندان شش سالگی افکنده باشد. (منتهی الارب ). رجوع به صالغ شود. || پشه ٔ سرخ . (منتهی الارب ).

صلغ. [ ص ُل ْ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ صالغ، گاو و گوسفند که دندان شش...

فرهنگ فارسی

گاو و گوسپند که دندان شش سالگی افکنده باشد

کلمات مرتبط

  • صلغد
  • صلغه
  • ذی صلاحیت
  • الجامع الصغیر فی الفروع
  • الجامع الصغیر من حدیث البشیر النذیر
  • زاب صغیر
  • زامهران صغیر
  • زینب صغری
  • سال صغیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات