Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صف کشیدن

تلفظ بین المللی : /sˈaf keʃˈidan/ تلفظ :‌ [s'af keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صف کشیده
  • صف
  • صف ارای
  • صف ارایی
  • صف ارایی کردن
  • صف اشوب
  • صف النعال
  • صف اندر صف
  • صف اوار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صف کشیدن. [ ص َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) رده بستن. بصف ایستادن سپاه و نمازگزاران و جز آن : سپاه از دو رویه کشیدند صف همه نیزه و تیغو زوبین به کف.فردوسی.دو لشکربرابر کشیدند صف همه جانها برنهاده به کف.فردوسی.طرفداران که صف در صف کشیدندز هیبت پشت پای خویش دیدند.نظامی.همه در زیر تخت پایه شاه صف کشیدند چون ستاره و ماه.نظامی.مهتران آمدند از پس و پیش صف کشیدند بر مراتب خویش.نظامی.رجوع به صف و صف بستن ش...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به صف ایستادن ( سربازان نمازگزاران و جز آنان ) رده بستن .

کلمات مرتبط

  • صف کشیده
  • صف
  • صف ارای
  • صف ارایی
  • صف ارایی کردن
  • صف اشوب
  • صف النعال
  • صف اندر صف
  • صف اوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات