Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صفیر زدن

تلفظ بین المللی : /sˈafir zˈadan/ تلفظ :‌ [s'afiR z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صفیر
  • صفیر براوردن
  • صفیر خوان
  • صفیر کشیدن
  • صفیر کبود
  • صفیر گلوله تفنگ
  • صفیر سیمرغ
  • صفیر برآوردن
  • شبیه صفیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

صفیر زدن. [ ص َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شخولیدن. سوت زدن. سوت کشیدن. مکاء : چون صفیری بزند کبک دری در هزمان بزند لقلق بر کنگره بر ناقوسی.منوچهری.اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب نه مرد کم از اسب و نه می کمتر از آبست.منوچهری.گر شیرخواره لاله سرخست پس چراچون شیرخواره بلبل کوهی زند صفیر.منوچهری.چون صفیرش زنی کژت نگرداسب کو را نظر بر آبخوریست.خاقانی.بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن حیف باشد چو تو مرغی که اسیر...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سوت کشیدن .

مترادف و متضاد

pipe (فعل)
لوله کشی کردن، نی زدن، فلوت زدن، صفیر زدن، با صدای تیز و زیر حرف زدن

کلمات مرتبط

  • صفیر
  • صفیر براوردن
  • صفیر خوان
  • صفیر کشیدن
  • صفیر کبود
  • صفیر گلوله تفنگ
  • صفیر سیمرغ
  • صفیر برآوردن
  • شبیه صفیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات