Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صف

تلفظ بین المللی : /sˈaf/ تلفظ :‌ [s'af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • صف ارای
  • صف ارایی
  • صف ارایی کردن
  • صف اشوب
  • صف النعال
  • صف اندر صف
  • صف اوار
  • صف باثبات
  • صف برکشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صف . [ ص ُف ف ] (ع اِ) ایوان خانه و دالان . (غیاث اللغات ). رجوع به صفه شود.

صف . [ ص َف ف ] (اِخ ) ضیعه ای است در معرة که سیف الدولة آن را به متنبی به اقطاع داد و او از آنجابه دمشق و از دمشق به مصر گریخت . (معجم البلدان ).

صف . [ ص َف ف ] (اِخ ) سوره ٔ شصت و یکمین از قرآن . مدنیه پس از ممتحنه و پیش از جمعه و آن چه...

فرهنگ عمید

۱. آنچه با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد، رده، رج، ردیف، راسته.۲. شصت ویکمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۱۴ آیه، حواریین.* صف بستن (کشیدن ): (مصدر لازم ) در یک ردیف قرار گرفتن: مهتران آمدند از پس و پیش / صف کشیدند بر مراتب خویش (نظامی۴: ۷۲۱ ).* صف زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] = * صف بستن (کشیدن )* صفّ نعال: [قدیمی] پایین مجلس و نزدیک کفش کن: بُوَد که صدرنشینان بارگاه قبول / نظر کنند به بیچارگا...

فرهنگ معین

( ~ .) [ ع . ] (اِ.) ایوان خانه و دالان ، صفه .

(صَ فّ) [ ع . ] (اِ.) 1 - رده ، رج ، هر چیزی که با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد. 2 - گروه ، دسته . 3 - ردیف ، مرتبه . 4 - سورة شصت و یکم از قرآن کریم . 5 - جنگ . ج . صفوف .

(صَ فّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - رده ، رج ، هر چیزی که با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد. ۲ - گروه ، دسته . ۳ - ردیف ، مرتبه . ۴ - سورة شصت و یکم از قرآن کری...

دانشنامه آزاد فارسی

صف (رایانه). صف (رایانه)(queue)ساختار دادهای متشکل از چند عنصر که طبق تعریف، عناصر آن صرفاً به همان ترتیب درج شدن آن ها و به صورت FIFO خارج می شوند. البته صفهای دیگری نیز وجود دارند که جهت خارج کردن عناصر آن عواملی به غیر از ترتیب ورود دخالت دارند و مثلاً نوعی اولویت خروج به هر عنصر اختصاص می یابد.wikijoo: صف_(رایانه) صف (نشریه). ماهنامۀ نظامی، فرهنگی و اجتماعی، وابسته به ارتش جمهوری اسلامی ایر...

فرهنگ فارسی

(مجازی) دسته، گروه

مجموعه‌ای از برخوانی‌ها که در نوبت پردازش قرار می‌گیرند

(مفرد کلمه‌های صف‌ها، صفوف) گروهی از اشیا یا افراد پشت سر هم، ردیف، خط، رَج

سوره شصت و یکمین قر آن مدینه تعداد آیات ۱۴.رده، رج، ردیف، راسته، آنچه بانظم وترتیب دریک خط قرارگرفته باشد۱ - ( مصدر ) در صف جنگ ایستاداندن گروهی را . ۲ - رسته کردن صف ساختن . ۳ - ( مصدر ) گستردن مرغ هر دو بال را آرام بودن و سکون با...

دانشنامه عمومی

صف به موارد زیر اشاره دارد:صف (سوره): سوره ای در قرآنصف (ساختمان داده ها): شکلی از ساختمان دادهگروه توحیدی صف: سازمان شبه نظامیwiki: صف صف (فیلم). صف (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی اصغر عسگریان ساختهٔ سال ۱۳۶۳ است.عنایت اله شفیعیحسین ایریاسماعیل پوررضاحسن پورشیرازیمنوچهر حامدیرسول نجفیانعزیز حاتمیبهرام محمدیفریدون کوچکیانشهرام یکه تازمنوچهر سامعیرحیم شاه مرادخانیعبداله یاقوتینجف علی هاد...

جملات نمونه

به صف ایستادن

to stand in line, to queue up

به صف حرکت کردن

to move in a line or procession

صف مُقدم

forefront, foreground, front, front rank

به صف کردن

to rank, to line up, to make stand in line

افسر سربازان را به صف کردthe officer made the soldiers from a line...

مترادف و متضاد

muster (اسم)جمع اوری، اجتماع، صف، ارایش، لیست اسامیrow (اسم)صف، خط، سطر، رده، ریسه، ردیف، قطار، قیل و قال، راسته، رج، ردیف چند خانهseries (اسم)دنباله، صف، رشته، رده، سلسله، ردیفarmy (اسم)ارتش، سپاه، لشکر، گروه، جمعیت، صف، دستهqueue (اسم)صف، صف اتوبوس و غیرهlineup (اسم)صف، طرز قرار گیری، ترتیب جای بازیکنان فوتبالarray (اسم)ارایه، صف، نظم، ارایش، رژهrank (اسم)صف، ترتیب، نظم، پایه، رشته، مقام، سلسله،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صف (ابهام زدایی). واژه صف ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • سوره صف، شصت و یکمین سوره قرآن کریم• صف (واژه)، به معنای در یک ردیف قرار دادن...wikifeqh: فعل صَفَّ یَصُفُّ در لغت به معنای در یک ردیف و خط صاف قراردادن و قرار گرفتن هر چیز، مرتب کردن، نزدیک هم چیدن، قوم ِ در صف ایستاده، در مقابل دشمن قرار گرفتن لشکر و بال باز کردن پرنده آمده است. جمع آن صفوف است. معنای صف در اصطلاح ف...

فرهنگ فارسی ساره

رسته

فرهنگستان زبان و ادب

{queue} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مجموعه ای از برخوانی ها که در نوبت پردازش قرار می گیرند

کلمات مرتبط

  • صف ارای
  • صف ارایی
  • صف ارایی کردن
  • صف اشوب
  • صف النعال
  • صف اندر صف
  • صف اوار
  • صف باثبات
  • صف برکشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات