معانی کلمه : صغرا
فرهنگ عمید
۱. کوچک، کوچک تر.
۲. (اسم ) [مقابلِ کبری] (منطق ) قضیۀ کوچک یا قضیۀ اول، مثلاً در «هر انسانی حیوان است»، «هر حیوانٍی جسم است»، «پس هر انسانی حیوان است» قضیۀ «هر انسانٍی حیوان است»، صغراست.
۲. (اسم ) [مقابلِ کبری] (منطق ) قضیۀ کوچک یا قضیۀ اول، مثلاً در «هر انسانی حیوان است»، «هر حیوانٍی جسم است»، «پس هر انسانی حیوان است» قضیۀ «هر انسانٍی حیوان است»، صغراست.
