معانی کلمه : صغار
لغت نامه دهخدا
صغار. [ ص ُ ] (ع ص ) خرد. (منتهی الارب ) (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء). صغیر. (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
صغیر#NAME?
خوار شدن؛ خواری.
خوار شدن، خواری.
= صغیر
= صغیر
فرهنگ معین
(ص ) [ ع . ] (ص . ) جِ صغیر، خردان .
فرهنگ فارسی
جمع صغیر
( صفت ) جمع صغیر خردان کودکان مقابل کبار .
خرد
( صفت ) جمع صغیر خردان کودکان مقابل کبار .
خرد
