معانی کلمه : صروره
لغت نامه دهخدا
صرورة. [ ص َ رَ ] (ع ص ) آنکه حج نکرده باشد. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). مرد حج ناکرده . (دهار). || مردی که گرد زن نگردد. و قیل الصرورة الذی لم یتزوج من الرجال و النساء و قیل هو الذی یدع النکاح متبتلاً و منه الحدیث لاصرورة فی الاسلام . (منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
آنکه حج نکرده باشد
