Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صرع

تلفظ بین المللی : /sˈarʔ/ تلفظ :‌ [s'aR?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • صرع زده
  • صرع ستارگان
  • صرع دار
  • صرع حمله پایدار
  • صرع (غش)
  • صرع زایی
  • صرع منتشر
  • صرع میوکلونیک استاتیک
  • بیماری صرع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صرع . [ ص ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ صروع . (منتهی الارب ).

صرع . [ ص ِ ] (ع اِ) مرد کشتی گیر. || تاه رسن . (منتهی الارب ).

صرع . [ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ صریع. (منتهی الارب ). || دهانه ٔ اسب . (دزی ج 1 ص 827)....

فرهنگ عمید

نوعی بیماری عصبی که با تشنج، احساس درد، خفگی، سستی در اعضای بدن، و حرکات غیرارادی بروز می کند.

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بر زمین زدن ، افکندن . ۲ - دو مصراع گردانیدن هر بیت شعر را. ۳ - دو لنگه کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

صَرع (epilepsy)نوعی بیماری. بیمار مستعد بروز حملات صرعیاست. در حملۀ صرع، تخلیۀ الکتریکی غیرطبیعی در نیمکره های مخباعث تشنجیا احساس های غیرطبیعی می شود. صرع با داروهای ضدتشنجمهار می شود. واژۀ صرع دربارۀ گستره ای از بیماری ها به کار می رود که در شکل خفیف، باعث اختلال موقت هوشیاریو در شکل شدید باعث تشنج می شوند. در برخی از انواع صرع، فعالیت الکتریکی غیرطبیعی محدود به ناحیه ای از مغز است، ولی در سایر ...

فرهنگ فارسی

بیماری ناشی از اختلال کارکرد مغز که مشخصۀ آن حمله‌های عودکننده با آغاز ناگهانی است

بیماری عصبی باحالت اختلال وتشنج وسستی دراعضابدن
۱ - ( مصدر ) افکندن . ۲ - دو مصراع گردانیدن هر بیت . ۳ - صاحب دو در گردانیدن باب را. ۴ - ( مصدر ) افتادن . از پای در آمدن . یا صرع ستارگان . لرزش و چشمک زدن ستارگان . ۵ - غش .
صریع

دانشنامه عمومی

صَرع یا اپی لپسی (به انگلیسی: epilepsy) (از زبان یونانی باستان ἐπιλαμβάνειν به معنی «تصرف کردن، تملک داشتن، یا پریشان کردن») عبارت است از مجموعه ای از اختلالات عصبی مزمن پزشکی یا بلند مدت که با حمله صرعی مشخص می شود. این حملات ممکن است بسیار خفیف و تقریباً غیرقابل شناسایی بوده یا برعکس طولانی مدت و با لرزش شدید همراه باشد. در صرع حملات به طور مکرر روی می دهد و هیچ دلیل ثابت و مشخصی ندارد، در حالی ...

مترادف و متضاد

حمله، غش

ازپای‌درآمدن

۱. حمله، غش
۲. ازپایدرآمدن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صَرع، نوعی بیماری عصبی است.از آن در باب بیع و نکاح سخن گفته اند.معنای لغوی و اصطلاحیصرع در لغت به معنای بر زمین افکندن و در اصطلاح پزشکی نوعی بیماری عصبی و تناوبی است که با تشنج ، بروز اشکال در هشیاری ، حرکات غیر ارادی و آشفتگیهای حسی یا رفتاری همراه است. به فرد مبتلا به این بیماری «حمله ای» یا «مصروع» گویند. جهت نام گذاری این بیماری به صرع آن است که بیماری سبب می شود فرد به صورت غیر ار...

واژه نامه بختیاریکا

تاسِه؛ دل سستِه؛ تِم

فرهنگستان زبان و ادب

{epilepsy} [پزشکی] بیماری ناشی از اختلال کارکرد مغز که مشخصۀ آن حمله های عودکننده با آغاز ناگهانی است

کلمات مرتبط

  • صرع زده
  • صرع ستارگان
  • صرع دار
  • صرع حمله پایدار
  • صرع (غش)
  • صرع زایی
  • صرع منتشر
  • صرع میوکلونیک استاتیک
  • بیماری صرع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات