معانی کلمه : صراط
لغت نامه دهخدا
صراط. [ ص ُ ] (ع ص ) شمشیر دراز. بسین هم لغتی است در آن . (منتهی الارب ). رجوع به صراط شود.
فرهنگ عمید
راه؛ طریق.
〈 صراط مستقیم: راه راست: ◻︎ ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم / در قیامت بر صراطت جای تشویش است و بیم (سعدی۲: ۵۱۸).
راه، طریق.
* صراط مستقیم: راه راست: ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم / در قیامت بر صراطت جای تشویش است و بیم (سعدی۲: ۵۱۸ ).
* صراط مستقیم: راه راست: ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم / در قیامت بر صراطت جای تشویش است و بیم (سعدی۲: ۵۱۸ ).
فرهنگ معین
(ص ) [ ع . ] (اِ. ) راه ، طریق .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
راه، راه راست.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: serāt) (معرب از لاتین) (در قدیم) راه ، طریق ؛ (به مجاز) پل صراط .
اسم: صراط (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: serāt) (فارسی: صِراط) (انگلیسی: serat)
معنی: راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط
معنی: راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط
مترادف و متضاد
راه، سبیل، طریق
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
چینواد
