معانی کلمه : صدور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
صدر#NAME?
= صدر
فرهنگ معین
(صُ) [ ع . ] (اِ.) جِ صدر؛ سینه ها.
( ~ .) [ ع . ] 1 - (مص ل .) واقع شدن امری . 2 - نشأت یافتن . 3 - آشکار شدن . 4 - (مص م .) فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی .
(صُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ صدر، سینه ها.
( ~ . ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) واقع شدن امری . ۲ - نشأت یافتن . ۳ - آشکار شدن . ۴ - (مص م . ) فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی .
( ~ . ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) واقع شدن امری . ۲ - نشأت یافتن . ۳ - آشکار شدن . ۴ - (مص م . ) فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
سینهها
اصدار، فرستادن ≠ ادخال، ورود
۱. اصدار، فرستادن
۲. سینهها ≠ ادخال، ورود
