Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صدور

تلفظ بین المللی : /sˈoduːr/ تلفظ :‌ [s'odu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • صدور گواهی
  • صدور حکم منع
  • صدور رای
  • صدور صورت حساب
  • صدور فرمان
  • صدور کثرت از وحدت
  • صدور انقلاب
  • صدور حکم علیه غایب
  • ذات الصدور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

صدور. [ ص ُ ] ( ع اِ ) ج ِ صَدر. بزرگان. وزراء. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی ) : این روز که صدور دیوان و دبیران برین جمله نبشتندی وی در طارم آمد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 139 ). از پرده منشوری بیرون آمد که همه بزرگان و صدور اقرار کردند که در اشراف کس آنچنان ندیده است و نخواهد دید. ( تاریخ بیهقی ص 143 ).بارگاه تو کارگاه وجودپایگاه تو پیشگاه صدور.مسعودسعد.آن ملوک و آن صدور از بعد آن سلطان دین...

فرهنگ عمید

صدر#NAME?

= صدر

فرهنگ معین

(صُ) [ ع . ] (اِ.) جِ صدر؛ سینه ها.

( ~ .) [ ع . ] 1 - (مص ل .) واقع شدن امری . 2 - نشأت یافتن . 3 - آشکار شدن . 4 - (مص م .) فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی .

(صُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ صدر، سینه ها.
( ~ . ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) واقع شدن امری . ۲ - نشأت یافتن . ۳ - آشکار شدن . ۴ - (مص م . ) فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی .

فرهنگ فارسی

جمع صدر، واقع شدن و حادث گشتن امری، آشکارشدن امری، بازگشتن، بازگردیدن۱ - ( مصدر ) حاصل شدن حادث گشتن . ۲ - نشات یافتن . ۳ - ظاهر شدن . ۴ - خارج و فرستاده شدن شیئی از جایی به جایی ( در داخل یا خارج کشور ) مقابل ورود . ۵ - نوشتن و تکمیل ورقه ای به منظور ترتیب آثار مخصوص بر آن مانند صدور شناسنامه صدور ورقه مالکیت غیره . یا صدور برات . برات ( حواله ) عهده کسی نوشتن که مبلغ منظور را بپردازد ....

مترادف و متضاد

سینه‌ها

اصدار، فرستادن ≠ ادخال، ورود

۱. اصدار، فرستادن
۲. سینهها ≠ ادخال، ورود

issuance (اسم)انتشار، صدورemission (اسم)نشر، صدور، بیرون دادن، خروج دفع مایعاتexportation (اسم)صدور...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی صُدُورِ: سینه هامعنی یُصْدِرَ: که برگردانند(کلمه صدور که فعل یصدر از آن مشتق شده به معنای برگشتن شتر از لب آب بعد از رفتنش به آنجا است)معنی یَصْدُرُ: باز می گردند - بر می گردند (کلمه صدور که فعل یصدر از آن مشتق شده به معنای برگشتن شتر از لب آب بعد از رفتنش به آنجا است)معنی قُضِیَ: کار(نابودیشان )تمام شد - تکلیفشان یکسره شد(کلمه قضاء به معنای حکم است ، و اگر با حرف علی متعدی شود ...

کلمات مرتبط

  • صدور گواهی
  • صدور حکم منع
  • صدور رای
  • صدور صورت حساب
  • صدور فرمان
  • صدور کثرت از وحدت
  • صدور انقلاب
  • صدور حکم علیه غایب
  • ذات الصدور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات