Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صدح

تلفظ بین المللی : /sˈadh/ تلفظ :‌ [s'adh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صدحان
  • صدحه
  • الصراح من الصحاح
  • سبزی صحرایی
  • سر در صحرا نهادن
  • سر صبح
  • سر و صحبت
  • سلطان صاحبقران
  • صاح
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صدح . [ ص َ ] (ع مص ) بانگ کردن مرد و خروس و جز آن . (از منتهی الارب ). بانگ کردن خر و کلاغ . (تاج المصادر بیهقی ). بانگ کردن خروس . (زوزنی ). بانگ فاخته . (مهذب الاسماء).

صدح . [ ص َ دَ ] (ع اِ) جای خالی . (منتهی الارب ). || پشته ٔ خورد و سخت وسنگین . (منتهی الارب ). الاکمة الصغیرة الصلبة الحجارة. (قطر المحیط). || ثمره ای است سرخ تر از عناب . (منتهی الارب...

فرهنگ فارسی

جای خالی سنگین

کلمات مرتبط

  • صدحان
  • صدحه
  • الصراح من الصحاح
  • سبزی صحرایی
  • سر در صحرا نهادن
  • سر صبح
  • سر و صحبت
  • سلطان صاحبقران
  • صاح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات