Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صدبرگ

تلفظ بین المللی : /sadˈabraɡ/ تلفظ :‌ [sad'abRag]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • لاله ٔ صدبرگ
  • گل صدبرگ اسمان
  • جامه ٔ صدبرگ
  • گل صدبرگ
  • گل صدبرگ آسمان
  • صدبرابر
  • ژان دبرگام
  • سنگ صبر بر دل بستن
  • صابر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صدبرگ. [ ص َ ب َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) ( گل... ) گلی است زردرنگ که بهندی گنیدا گویند و بمعنی هر گلی که به نسبت دیگر اقسام خود برگ بسیار داشته باشد که در محاوره دیار ما آن را هزاره گویند. ( غیاث اللغات ). جوحَم. ( منتهی الارب ). ورد مضاعف. ( دهار ). گلنار. ( برهان ). مضاعف. سوری پرپر : گل صدبرگ و مشک و عنبر و سیب یاسمین سفید و مورد بزیب.رودکی.چرا این مردم دانا و زیرک سار و فرزانه به تیمار و عذاب ا...

فرهنگ عمید

۱. گلی که گلبرگ های بسیار داشته باشد: که تواند که دهد میوۀ الوان از چوب / یا که داند که برآرد گل صدبرگ از خار (سعدی۲: ۶۴۶ ).
۲. گل سرخ.
۳. گل گلاب.
۴. گل زرد پربرگ.

فرهنگ فارسی

۱ - گل سرخ . ۲ - گونه ای از گل سرخ که آن را گلاب گویند . ۳ - گلی زرد رنگ از تیره گل سرخیان کنیدا . یا گل صد برگ آسمان . آفتاب .

کلمات مرتبط

  • لاله ٔ صدبرگ
  • گل صدبرگ اسمان
  • جامه ٔ صدبرگ
  • گل صدبرگ
  • گل صدبرگ آسمان
  • صدبرابر
  • ژان دبرگام
  • سنگ صبر بر دل بستن
  • صابر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات