معانی کلمه : صدبرگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گلی که گلبرگ های بسیار داشته باشد: که تواند که دهد میوۀ الوان از چوب / یا که داند که برآرد گل صدبرگ از خار (سعدی۲: ۶۴۶ ).
۲. گل سرخ.
۳. گل گلاب.
۴. گل زرد پربرگ.
۲. گل سرخ.
۳. گل گلاب.
۴. گل زرد پربرگ.
فرهنگ فارسی
۱ - گل سرخ . ۲ - گونه ای از گل سرخ که آن را گلاب گویند . ۳ - گلی زرد رنگ از تیره گل سرخیان کنیدا . یا گل صد برگ آسمان . آفتاب .
