معانی کلمه : صبان
لغت نامه دهخدا
صبان . [ ص َب ْ با ] (ع ص ) سازنده ٔ صابون و فروشنده ٔ آن . (اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
محمد بن علی مکنی به ابی العرفان وی از علمای مصر و او راست منظومه الکافیه الشافیه در علم عروض و قافیه

صبان . [ ص َب ْ با ] (ع ص ) سازنده ٔ صابون و فروشنده ٔ آن . (اقرب الموارد).