معانی کلمه : صباحی
لغت نامه دهخدا
صباحی . [ ] (اِخ ) رجوع به حارث بن عیسی ... شود.
صباحی . [ ص ُ حی ی ] (ع ص ) دم صباحی ؛ خون سخت سرخ . (منتهی الارب ).
صباحی . [ ص َب ْ با ] (اِخ ) سمعانی گوید: گمان دارم بطنی از سهم اند. رجوع به صباح شود.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
صباحی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سلطان آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۱ نفر (۴۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان سلطان آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۱ نفر (۴۷خانوار) بوده است.
wiki: صباحی
