کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صافه | کلماتور
معانی کلمه : صافه
تلفظ بین المللی :
/sˈɑfeː/
تلفظ :
[s'Afe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کف دستش مثل کون بچه صافه
ذو صاهل
رژیم مایع صاف شده
سروصل صاف
سر صاف
سَوانگاری ژل صافشی
سینه صاف
صابه
صوفه
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صافة.
[ صاف ْ ف َ ] (ع ص ) تأنیث صاف ّ. || شترانی که پایها را به صف کشند. (منتهی الارب ).
( صافة )
صافة. [ صاف ْ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث صاف . || شترانی که پایها را به صف کشند. ( منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
صافه (Filtrate)
(یا: مایع زیر صافی) مایع شفاف حاصل از عمل صاف کردن (فیلتراسیون). این اصطلاح به فرآیند صاف کردن مایعات نیز اطلاق می شود.
wikijoo:
صافه
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث صاف جمع : صافات .
کلمات مرتبط
کف دستش مثل کون بچه صافه
ذو صاهل
رژیم مایع صاف شده
سروصل صاف
سر صاف
سَوانگاری ژل صافشی
سینه صاف
صابه
صوفه
نظرات