Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاحب خرد

تلفظ بین المللی : /sˈɑheb xˈerad/ تلفظ :‌ [s'Aheb x'eRad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • صاحب و خدا
  • صاحبدرد
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاحب خرد. [ ح ِ خ ِ رَ ] ( ص مرکب ) عاقل. خردمند. دانا : شگفتی فروماند صاحب خردکه نه آدمی بود و نه دام و دد.نظامی.به است از دد انسان صاحب خردنه آنسان که در مردم افتد چو دد.سعدی ( بوستان ).جوانمرد و صاحب خرد دیدمش به مردانگی فوق خود دیدمش.سعدی ( بوستان ).بد اندر حق مردم نیک و بدمگو ای جوان مرد صاحب خرد.سعدی ( بوستان )....

فرهنگ عمید

خردمند، عاقل: بِه است از دد انسان صاحب خرد / نه انسان که در مردم افتد چو دد (سعدی۱: ۶۲ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) عاقل خردمند .

کلمات مرتبط

  • صاحب و خدا
  • صاحبدرد
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات