Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیوه

تلفظ بین المللی : /ʃˈiveː/ تلفظ :‌ [S'ive:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • شیوه ای
  • شیوه باز
  • شیوه بازی
  • شیوه دار
  • شیوه زبان
  • شیوه زدن
  • شیوه مند
  • شیوه مندی
  • شیوه نامۀ صدور گواهی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شیوه . [ ش َ ] (ع ص ) بسیار عیب گوی از مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || عَیون ، یعنی کسی که بسیار چشم می زند. (از اقرب الموارد).

شیوه . [ شی وَ ] (اِخ ) دهی است ازبخش قیدار شهرستان زنجان . آب آن از رودخانه ٔ محلی . سکنه ٔ آن 718 تن . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2)....

فرهنگ عمید

۱. راه و روش، طریقه.
۲. سبک هنری.
۳. [مجاز] حیله، نیرنگ.
۴. [قدیمی] حالت، وضع.
۵. [قدیمی] ناز و عشوه.

فرهنگ معین

(وِ ) (اِ. ) ۱ - طرز، راه و روش . ۲ - خوی ، عادی . ۳ - ناز، کرشمه . ۴ - مکر.

فرهنگ فارسی

راه وروش، ریقه، قاعده، قانون، خوی، عادت
۱ - راه و روش قاعده قانون طریقه. ۲ - خوی عادت . ۳ - ناز کرشمه . ۴ - حیله . ۵ - سبک شعر یا نثر .
بسیر عیب گوی از مردم عیون یعنی کسی که بسیار چشم میزند .

دانشنامه عمومی

شیوه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:شیوه (ایجرود)شیوه (روستا)wiki: ایران است.این روستا در دهستان گلابر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۳۸۸ نفر (۳۲۴خانوار) بوده است.wiki: بخش کوهسار و در شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان شناتال قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۰۳نفر (۳۰ خانوار) بوده است.wiki: شیوه (روستا)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: šive) روش ، طریقه ؛ (در قدیم) عشوه ، ناز ، حالت ، وضع ؛ (در عرفان) اندک جذبه را گویند که گاه هست و گاه نیست .

اسم: شیوه (دختر) (فارسی) (تلفظ: šive) (فارسی: شيوه) (انگلیسی: shive)
معنی: روش، قاعده، حالت، وضع، طریقه، ( در قدیم ) عشوه، ناز، ( در عرفان ) اندک جذبه را گویند که گاه هست و گاه نیست

مترادف و متضاد

عشوه، فسون، کرشمه، ناز

اسلوب، جور، راه، روال، روش، روند، سبک، سیاق، طرز، طریقه، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، وضع، هنجار

۱. عشوه، فسون، کرشمه، ناز
۲. اسلوب، جور، راه، روال، روش، روند، سبک، سیاق، طرز، طریقه، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، وضع، هنجار

pace (اسم)سرعت، تندی، شیوه، قدم، گامstyle (اسم)میله، سیاق، خامه، سبک، روش، شیوه، عبارت، سلیقه، قلم، استیل، سبک نگارش، سبک ...

کلمات مرتبط

  • شیوه ای
  • شیوه باز
  • شیوه بازی
  • شیوه دار
  • شیوه زبان
  • شیوه زدن
  • شیوه مند
  • شیوه مندی
  • شیوه نامۀ صدور گواهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات