معانی کلمه : شیوع
لغت نامه دهخدا
شیوع . [ ش َ ] (ع اِ) فروزینه ٔ آتش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
فاش شدن، آشکار شدن، ظاهر و هویدا شدن.
فرهنگ معین
(شُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - فاش شدن . ۲ - رایج شدن .
دانشنامه آزاد فارسی
شیوع (prevalence)
در پزشکی، نسبت جمعیت معیّن دارای عارضه، در زمان معیّن. این رقم در اطلاعات آماری وقوع بیماری های مزمن به کار می رود.
در پزشکی، نسبت جمعیت معیّن دارای عارضه، در زمان معیّن. این رقم در اطلاعات آماری وقوع بیماری های مزمن به کار می رود.
wikijoo: شیوع
فرهنگ فارسی
تعداد کل موارد جدید و قدیم ابتلا به بیماری یا وقوع رویدادی در یک جامعه در یک دورۀ زمانی مشخص
فاش شدن، آشکارشدن، ظاهروهویداشدن
( مصدر ) ۱ - فاش شدن آشکارا گردیدن . ۲ - مشهور و متداول شدن .
فروزینه آتش اشتهار و شهرت و پراش
( مصدر ) ۱ - فاش شدن آشکارا گردیدن . ۲ - مشهور و متداول شدن .
فروزینه آتش اشتهار و شهرت و پراش
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
گسترش
اشتهار، تداول
اشاعه، پراکندگی، سرایت، نشر
۱. اشاعه، پراکندگی، سرایت، نشر
۲. اشتهار، تداول
فرهنگستان زبان و ادب
{prevalence} [پزشکی] تعداد کل موارد جدید و قدیم ابتلا به بیماری یا وقوع رویدادی در یک جامعه در یک دورۀ زمانی مشخص
