Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیشله

تلفظ بین المللی : /ʃˈiʃleː/ تلفظ :‌ [S'iSle:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • رونویسی درون شیشه ای
  • سامانۀ شیشه شوی جلو
  • سامانۀ شیشه شوی عقب
  • شلشله
  • سنگ شیشه
  • شیشه ـ سرامیک
  • شیشه فروش
  • شیشه فروشی
  • شیشه لامپا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

شیشله. [ شی ش َ ل َ / ل ِ ] ( ص ) سست و بی قوت و ضعیف و ناتوان و درمانده. ( ناظم الاطباء ). سست و بی قوت. ( از برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). || شل و افلیج. ( ناظم الاطباء ). دست و پای سست و بی قوت را گویند، و به عربی شل خوانند. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) : چون برافروزی رخ از باده کله سازی یله دستهایم شیک گردد پایهایم شیشله.بلعمی.|| مست. ( از برهان ) ( ناظم الا...

فرهنگ عمید

۱. سست و ضعیف.
۲. کسی که دست و پایش سست و بی قوت باشد، شل.

کلمات مرتبط

  • رونویسی درون شیشه ای
  • سامانۀ شیشه شوی جلو
  • سامانۀ شیشه شوی عقب
  • شلشله
  • سنگ شیشه
  • شیشه ـ سرامیک
  • شیشه فروش
  • شیشه فروشی
  • شیشه لامپا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات