شیشله. [ شی ش َ ل َ / ل ِ ] ( ص ) سست و بی قوت و ضعیف و ناتوان و درمانده. ( ناظم الاطباء ). سست و بی قوت. ( از برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). || شل و افلیج. ( ناظم الاطباء ). دست و پای سست و بی قوت را گویند، و به عربی شل خوانند. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) : چون برافروزی رخ از باده کله سازی یله دستهایم شیک گردد پایهایم شیشله.بلعمی.|| مست. ( از برهان ) ( ناظم الا...
فرهنگ عمید
۱. سست و ضعیف. ۲. کسی که دست و پایش سست و بی قوت باشد، شل.