Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیش

تلفظ بین المللی : /ʃˈiʃ/ تلفظ :‌ [S'iS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • شیش انداز
  • شیش ببین
  • شیش بویین
  • شیش بکشین
  • شیش هاکردن
  • شیش هکاردن
  • شیش محل
  • شیش و بش
  • لال زن شیش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شیش . (اِ) شوش . شوشه . شاخ تر و باریک درخت . ترکه . (یادداشت مؤلف ).

شیش . (اِخ ) ابن قیس بن جریح . ممدوح حطیئه ٔ شاعر است . (یادداشت مؤلف ).

شیش . (عدد، ص ، اِ) شش (در ترکیب شیشه بندان ، مهمانی شب ششم تازه مولود). (یادداشت مؤلف ). امروزه در تداول عامه ٔ تهرانیان نیز «شش » را غالباً «شیش » تلفظ کنند....

فرهنگ فارسی

نوع پستی از خرما خرمای دانه سخت و نا کرده .

گویش مازنی

شش عدد شش

۱ترکه ۲شاخه های خشک و نازک توت که پس از پرورش کرم ابریشم ...

/shish/ ترکه - شاخه های خشک و نازک توت که پس از پرورش کرم ابریشم در انبار باقی ماند ۳چوب قیم لوبیا و & شش عدد شش

مترادف و متضاد

six ()
شش، شیش، ششمین، شماره شش

کلمات مرتبط

  • شیش انداز
  • شیش ببین
  • شیش بویین
  • شیش بکشین
  • شیش هاکردن
  • شیش هکاردن
  • شیش محل
  • شیش و بش
  • لال زن شیش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات