معانی کلمه : شیز
لغت نامه دهخدا
شئز. [ ش َ ءِ ] (ع ص ) جای درشت سنگریزه ناک . بمعنی شأز. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
شیز.(اِخ ) ناحیه ای است در آذربایجان بین مراغه و زنجان .(از معجم البلدان ). نام شهری در مغرب ایران که نام قدیم آن گزن بوده و زردشت بدانجا زاده است . (یادداشت مؤلف ). ناحیه ای است به آذربایجان . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
آبنوس: ز دیبا و خز هشتصد تخته نیز / همان تخت ها کرده از چوب شیز (فردوسی: ۶/۷۱ ).
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - آبنوس . ۲ - کمان .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تخت سلیمان، مجموعه باستانی
wikijoo: شیز
فرهنگ فارسی
جای درشت سنگریزه ناک بمعنی شاز
