معانی کلمه : شیر گام
لغت نامه دهخدا
شیرگام. ( ص مرکب ) که گام چون شیر دارد. که گام چون شیر بردارد. کنایه از متهور و بیباک و دلیر. ( یادداشت مؤلف ) :
شیرگام و پیل زور و گرگ پوی و گورگرد
ببردو آهوجه و روباه عطف و رنگ تاز.
شیرگام و پیل زور و گرگ پوی و گورگرد
ببردو آهوجه و روباه عطف و رنگ تاز.
فرهنگ فارسی
که گام چون شیر دارد
