Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیر خورد

تلفظ بین المللی : /ʃˈir xˈord/ تلفظ :‌ [S'iR x'oRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شیر خوردن
  • شیر خوردنی
  • شیر خورده
  • به هم رساندن جهت شیر خوردن
  • شیر خوردن بره ها
  • شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه
  • شر خوردن
  • شکر خوردن
  • تَرَک خوردگی شیار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیرخورد. [ خوَرْ / خُرْ ] ( ن مف مرکب ) مخفف شیرخورده. || شیرخوار. شیرخواره. شیرخور. کنایه از طفل که هنوز پا به سن نگذاشته است :
ز خفتان رومی و ساز نبرد
شگفتید از آن کودک شیرخورد.
فردوسی.
رجوع به شیرخوار و شیرخواره و شیرخور شود.

فرهنگ فارسی

مخفف شیر خورده یا شیر خوار .

کلمات مرتبط

  • شیر خوردن
  • شیر خوردنی
  • شیر خورده
  • به هم رساندن جهت شیر خوردن
  • شیر خوردن بره ها
  • شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه
  • شر خوردن
  • شکر خوردن
  • تَرَک خوردگی شیار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات