( شیرآملج ) شیرآملج. [ م ُ ل َ ] ( معرب ، اِ مرکب ) شیراملج. معرب شیرآمله. شاه آمله است و آن آمله ای است که در شیر آغشته و پرورده بود. آمله پرورده به شیر. شیرآمله. آمله که در شیر خیسانند آنگاه که تازه و تر از درخت چیده باشند. ( یادداشت مؤلف ). آمله مقشر خشک است چه او را در تازگی جهت اصلاح قبض معمول است که مقشر کرده در شیر خیسانند و خشک کرده نقل بدان می کنند. ( تحفه حکیم مؤمن ). اذا نقع املج فی ا...
فرهنگ فارسی
( شیر آملج ) معرب شیر آمله شاه آمله است و آن آمله است که در شیر آغشته پرورده بود .میوه آمله شیر آمله .