شیرک . [ رَ ] (اِ مصغر) مصغر شیره که نوعی از شراب است . (ناظم الاطباء). شراب . || شیره . عصاره . || شیره ٔ تریاک . (فرهنگ فارسی معین ).
۱. شیره؛ عصاره.
۲. شیرۀ تریاک.
۳. شراب.
۱. شیر کوچک.
۲. (صفت) [مجاز] جسور و پردل.
〈 شیرک شدن: (مصدر لازم) [مجاز] جسور و گستاخ شدن.
دلاور و جسور
۱گستاخ پررو ۲دل باخته ۳عضو نرینه ی ماهی نر
۱وعده ی توخالی و دروغ به جهت فریفتن کسی شیره مالیدن ۲درخت ...