شیروی . (اِخ ) شیرو. شیرویه . نام پسر بهرام که سپهسالار نوشیروان بود. (فرهنگ لغات ولف ) : سپهدار شیروی بهرام بود که در جنگ بارای و آرام بود.
فردوسی .
شیروی . (اِخ ) نام یکی از پهلوانان توران در زمان تور. (یادداشت مؤلف ) : یکی پهلوان بود شیروی نام ...بیامد ز ترکان چو یک لخت کوه شدند از نهیبش دلیران س...
دانشنامه آزاد فارسی
در شاهنامۀ فردوسی دو تن بدین نام خوانده شده اند؛ ۱. دلاور ایرانی و از سرداران روزگار فریدون. او از دلاورانی بود که منوچهر را در کین خواهی ایرج یاری دادند. شیروی در مأموریت قارَن و سفر او به آلان دِژ، سردار سپاه ایران، و در روزگار پادشاهی منوچهر گنج دار او بود؛ ۲. دلاور تورانی که در نبردهای ایرانیان با تورانیان در زمان گرشاسپ به میدان رفت. قارن و سام او را تاب نیاوردند، اما گرشاسپ او را کشت.wikijoo...
فرهنگ فارسی
پسر خسرو پرویز که پس از وی بسلطنت رسید ( ۶۲۸ م. ). خسرو قصد داشت مردانشاه را جا- نشین خود گرداند. چون کواذ ( غباد ) ملقب به شیرویه که پسر خسور از مریم ( دختر قیصر ) بود و ظاهرا مقام ارشدیت داشت از واقعه استحضار یافت مصمم شد که از حق خود دفاع کند . فرمانده کل قوای کشور گشنسپ اسپاذ که بنابر روایت تئوفانس برادر رضاعی او بود بیاری وی کمر بمیان بست و با هرقل وارد گفتگو شد و او نیز حاضر گردید که با ایرا...
دانشنامه عمومی
شیروی در شاهنامه پهلوان ایرانی در زمان پادشاهی فریدون و سردار سپاه منوچهر در جنگ او با سلم و تور بود که به فرماندهی قارن سردار دیگر منوچهر به گشودن دژ الانان مقر تور که از دریا برآورده شده بود، رفت. او و قارن به نیرنگ بر این دژ دست یافته ویرانش ساختند تا سلم نتواند بدانجا پناهنده شود. وی هنگامی که منوچهر به پادشاهی رسید، گنجور او شد.حسین، الهی قمشه ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر....