شیره .[ رَ ] (اِخ ) نام جزیره ای است . (از ناظم الاطباء).
شیرة. [ ش َ ی َ رَ ] (ع اِ) واحد شیَر. یعنی یک درخت . (ناظم الاطباء).
شیرة. [ ش َی ْ ی ِ رَ ] (ع ص ) نیکو: قصیدة شیرة؛ قصیده ٔ نیکو. (ناظم الاطباء).
1. شربتی قهوهایرنگ که از کارخانههای قند به دست میآید 2. شربتی شیرین حاصل از تبخیر عصارۀ گیاهان متـ . ملاس
شیهه ی اسب
۱چوب تر ۲شاخه ای که به تازگی قطع شده باشد
۱آب انگور جوشیده و قوام آمده ۲جوشیده ۳سوخته ی تریاک
شیره انگور و خرما و مانند آن.
آب، جرم، شهد، عصاره، عصیر، مرق