Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیرمگس

تلفظ بین المللی : /ʃirrmˈaɡas/ تلفظ :‌ [SiR-m'agas]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • شیرمست
  • شیرماس
  • شیرمس
  • شیرماست
  • شیرمستی
  • شرمسار
  • شرمسار شدن
  • شرمسار کردن
  • شرمسار گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیرمگس. [ م َ گ َ ] ( اِ مرکب ) عنکبوت. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان ). به معنی عنکبوت است که مگس گیرد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به عنکبوت شود.

فرهنگ عمید

عنکبوت. Δ زیرا مگس را شکار می‌کند.

عنکبوت. &delta، زیرا مگس را شکار می کند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) عنکبوت ( چه مگس را صید می کند )

کلمات مرتبط

  • شیرمست
  • شیرماس
  • شیرمس
  • شیرماست
  • شیرمستی
  • شرمسار
  • شرمسار شدن
  • شرمسار کردن
  • شرمسار گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات